مطلب!
خودم هم قبول دارم اصلا وقتی باز کردم صفحه رو بنویسم یه دفعه مخم هنگ کرد.
میدونستم خیلی اتفاقات افتاده که میتونم بنویسم اما...
من وبلاگ دوستان رو اغلب تو گوگل ریدر میخونم اگه مطلب خاصی باشه
بعدش میرم تو وبلاگ اون شخص و کامنت میذارم.
مدتیه کلا دارم سعی میکنم زیاد پای اینترنت نشینم چون تمام برنامه زندگی آدم رو تعطیل میکنه.
در نتیجه خیلی از مطالعات اینترنتیم دچار تلنبار شدن شده!!!
حتی وبلاگ خودم داره خاک میخوره و کلا یه جوری بی خیالش شدم!
وبلاگ کورش رو هم دلم نمیخواد نصفه ولش کنم وگرنه ...
چند روز پیش گوگل اعلام کرد که میخواد گوگل ریدر رو تعطیل کنه و این یعنی فاجعه...
تعداد زیادی از فیدها میپره.
من بیش از صدتا وبلاگ از مادران نویسنده که بچه هاشون متولد 87 هستند یا همون حول و حوش دارم.
که با خوندنشون از زمان بارداری و تا کنون با خودشون و بچه هاشون زندگی کردم
هرچند که خیلی هاشون رو اصلا ندیدم و نمیشناسم.
اما...
اون روز رفتم تو گوگل ریدرم تا وبلاگها رو حداقل آدرسهاشون رو بردارم و شوکه شدم...
بله از این همه وبلاگ که تو این چندساله میشناختم و میخوندم میتونم بگم شاید تنها 30 وبلاگ
هنوز آپدیت میکنن. شاید هم کمتر. شاید 10 وبلاگ هم نبود که حداقل نوروز پستی گذاشته باشن!
واقعا چطور میشه که شور و شوقمون برای نوشتنها از بین میره.
راستش رو بخواهید گاهی فکرهای عجیبی سراغ آدم میاد.
نکنه واسه این شخص یا بچه اش خدای نکرده اتفاقی افتاده و خب نتونسته خبر بذاره.
کاش حداقل وقتی میخواهیم دیگه ادامه ندیم یه یادداشت کوچیک بذاریم.
اینطور به یکباره قطع کردن ها...
امیدوارم همه هرجا هستن شاد و خوش باشن.
قول میدم در اسرع وقت با یه پست جون و آبدار بیام.
تیستو 33 سالشه،10 سال از ازدواجش میگذره،مهندسه، یه نی نی داره به نام کورش و این زندگی کورش و تیستوست که میگذره با هم و برای همه می نویسند!