يه چند روزيه كه كورش هي ميخواد كه همين الان! بره كانادا

دلش واسه ماشيناش تنگ شده!!!

بس كه همه اين مدت رفتن و اومدن گفتن دلمون واست تنگ شده بود، 

ديگه كسي رو پنج دقيقه هم نبينه ميگه بريم پيشش دلم تنگ شده!!

مثل يه شعار شده واسش!

اين دوهفته كه كامل مامان بزرگاش خوابيده! تا قبل از اومدن باباش با من ميخوابيد

ولي الان همه اش با اونا ميخوابه!!

فكر كنم اون موقع غيرتش قبول نميكرد مامانش تنها بخوابه!

امروز دلش رو گرفته ميگه قبلم!!(قلب) درد ميكنه ؛)