شازده کورش همیشه تو هر تغییری اینرسی داره. 

سخت ترینش هم تغییر لباس زمستونی با آستین بلند و شلوار بلند هست

به تی شرت و شلوارک!

یعنی کلا انگار که احساس امنیتش از دست میره وقتی آستین کوتاه می پوشه!

تا هفته پیش هم مقاومت میکرد و خب البته هوا هم آنچنان گرم نیست اینجا که لازم باشه.

خلاصه هفته قبل یه بعدازظهر خوابید و تو خواب چی دید نمی دونم 

ولی بیدار شد و ازم خواست که لباس آستین کوتاه و شلوارک تنش کنم!

دو ماه مهدکودک بردمش ولی چندان راضی نبودم اینه که تصمیم گرفتم 

این دو ماه از تابستون رو تعطیل کنم تا سپتامبر تصمیم بگیریم

ماشالله به این حافظه خاطراتی! داستانهایی از تهران تعریف میکنه که من هنگ میکنم!

هر از گاهی فیلش یاد هندوستان میکنه و میخواد که بریم تهران

اینجاست که باید مزایای حیاط داشتن و پارک داشتن و...رو هی تکرار کنیم!!

هرچند که هرکی ازش میپرسه اینجا بهتره یا تهران میگه هردوتاش خوبه!

بماند که دعا میکنم هیچکس از این سوالات ازش نپرسه ولی خب دیگه....!

هوا تو این هفته واقعا بهتر شده. باد میاد و آفتابیه.

اگه باده نباشه آفتابش جیگر میسوزونه و اگه آفتابه نباشه بادش استخون!!

فقط معضل بزرگمون پشه ها هستن! پشه نیستن که بگو خرپشه!

به چه بزرگی و لامصبها نترس و شجاع! میچسبن به دست و پات

تا فراریشون بدی دستت باد میکنه میاد هوا اندازه یه تخم مرغ!!

پی نوشت: یه زمانی تو خود صفحه پست میتونستی این عکسها رو جابجا کنی یا سایزش رو عوض کنی

جدیدا نمی دونم چه مرگش شده!