مهد رفتن ادامه دارد
بله شازده پسر انقدر خوب و بزرگ شده که الان مامانش تنها تو خونه است
دیگه میمونه تو مهد و نگرانی نداره.
الان داشتم از دوربین مهد نگاهش میکردم.
واسه خودش تو اتاقشون چرخ میزنه میره میاد...
هوا که تصمیم نگرفته رو راست و صادق یه دفعه گرم بشه
یه روز آفتابیه و گرم...فرداش بیدار میشیم چنان باران میباره و سرد که نمیشه تکون خورد.
ولی خوب شده ...همه جا سر سبز شده.
و خوشبختانه شهر تو داشتن فضاهای سرسبز و یه دست خیلی گشاده دسته!!
شهری که هم اندازه تهران مساحتشه ولی یک نهم تهران جمعیت داره.
خب معلومه که میتونه یه عالمه فضای خالی داشته باشه.
کورش و من هم هر روز به بهانه ای میزنیم بیرون و میریم شهر گردی.

این زمین چمن پشت خونه است. کورش فکر کنم کلش رو تا حالا غلت زده باشه!!

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 23:16 توسط تیستو و شازده
|
تیستو 33 سالشه،10 سال از ازدواجش میگذره،مهندسه، یه نی نی داره به نام کورش و این زندگی کورش و تیستوست که میگذره با هم و برای همه می نویسند!